هورامی؛ صدای کهن هویت کوردی
هورامی؛ صدای کهن هویت کوردی
هورامیها نه گروهی حاشیهای و نه بخشی فرعی از هویت کوردیاند؛ آنها یکی از ستونهای اصلی هویت کوردی و حامل عمیقترین لایههای تاریخی، فرهنگی و ادبی ملت کورد هستند. زبان هورامی با پیشینهای کهن در شعر، عرفان، متون ادبی و فرهنگی، نه تنها میراثدار بخش عظیمی از هویت فرهنگی و تاریخی ملت کورد است، بلکه کلید فهم بخشهای مهمی از فرهنگ و تمدن کوردی محسوب میشود. بدون زبان هورامی، بسیاری از مفاهیم و ساختارهای فرهنگی، ادبی و فلسفی کوردستان، یا بدفهمیده میشوند یا به شکل ترجمه هایی خشک و بی روح فروکاسته میشوند. هورامی نه فقط تنهی تنومند درخت زبانهای کوردی، بلکه حامل هویت، تفکر و ادبیات تاریخی ملت کورد است.
تلاشهای هدفداری که در دو دهه اخیر انجام شد، باعث شد بخش قلیلی از هورامیها، تحت تاثیر پروپاگاندا و اهداف سیاسی، خود را آگاهانه و هدفدار یا از روی ناآگاهی از کورد و کوردستان جدا تعریف کنند. این جدایی، پیش از آنکه دلایل فرهنگی یا تاریخی داشته باشد، محصول اهداف سیاسی کسانی است که میخواستند هورامیها را از تنهی هویت کوردی منفک کنند، همان گونه که پیشتر تلاشهایی مشابه برای کرمانجهای خراسان و لکهای لرستان انجام شد. هدف این پروژهها، تکهتکه کردن کوردها و تضعیف پیوند تاریخی و فرهنگی ملت کورد بوده است و زمینه را برای سردرگمی هویتی نسلهای جدید هورامی فراهم کرده است.
این واقعیت را باید شفاف گفت که بخشی از مسئله، درونکوردی است. برخی گرایشهای ناسیونالیسم تندرو کوردی، بهویژه در چند دهه اخیر، با تقلیل هویت کوردی به یک زبان (عمدتاً سورانی)، نوشتن به هورامی، کلهری و لکی را یا «غیرضروری»، یا «تهدید وحدت»، یا حتی «خیانت» تلقی کردند. این رویکرد نه وحدت ساخت، نه هویت مشترک را تقویت کرد؛ بلکه احساس طرد و حاشیه نشینی ایجاد کرد. وقتی به یک هورامی گفته میشود «زبانت به درد نوشتن نمیخورد»، طبیعی است که برخی به این نتیجه برسند: «اگر زبان من در این هویت جایی ندارد، پس شاید من هم به آن تعلق ندارم.» این دقیقاً همان شکافی است که جریانهای هویت ساز و جداگرا با مهارت وارد شدند و گفتند: «ببین، تو اصلاً کورد نیستی؛ هویت مستقلی داری.»
با این حال، این خطاها نمیتوانند جدایی گرایی را توجیه کنند. ما در این مقوله در حقیقت با دو خطای اساسی مواجهیم:
🔸خطای اول: نادیده گرفتن دیگر شاخههای زبان کوردی، به ویژه هورامی، تحت عنوان حفظ اتحاد و انسجام، از سوی ناسیونالیسم تکزبانه و ناقص که نتیجهای عکس داده و عملاً به از هم گسیختگی فرهنگی و هویتی دامن زد و راه را برای سوء استفاده برخی جریانها هموار کرد.
🔸خطای دوم: انکار کورد بودن از سوی بخشی از هورامیها، به جای ایستادن در جایگاه ریشه دار خود و تلاش برای اصلاح و تقویت هویت کوردی از درون.
هورامی با برخورداری از قدیمیترین لایههای آیینی، عرفانی و ادبی مکتوب کوردی پیش از تثبیت سورانی مدرن، نماد اصالت فرهنگ و ادب کوردی است. در واقع حذف هورامی مصداق بارز تیشه به ریشه زدن است.
هورامیها امروز بیش از هر زمان دیگری باید با انگیزهای محکم و استوار برای هویت خود و جایگاه تاریخیشان ایستادگی کنند. آنها باید خود را نه به عنوان بخشی حاشیهای، بلکه یکی از ستونهای اصلی هویت کوردی معرفی کنند و گفتمان هورامی را به گونهای زنده و جذاب بسازند که هر کورد هویت خواه و وطن دوست آن را بشناسد، حفظ کند و درک آن را بخشی از وظیفه ملی و فرهنگی خود بداند. هورامیها با اتکا به ریشههای تاریخی و فرهنگی خود، میتوانند گفتمان هویت خواهانه و کردستانی را هدایت کنند و به یک نیروی متحد کننده تبدیل شوند، نه بخشی که خود را جدا از ملت تعریف کند.
دفاع از هورامی، تنها دفاع از یک زبان یا گروه خاص نیست؛ بلکه حفظ و تقویت کل هویت کوردی است. آینده هویت کوردی نه در یک صدایی و نه در انشعاب، بلکه بر بازشناسی و پاسداری از ستونهای تاریخی و زبانی خود استوار خواهد بود. هورامی، بیتردید، یکی از مهمترین و استوارترین این ستونهاست و نقشی کلیدی در حفظ انسجام فرهنگی و تاریخی ملت کورد ایفا میکند.
هیوا علیرمایی_سنندج
1404.10.02