چند صباحیست که‌ کتابهای زبانشناسی را می‌خوانم و ورقی میزنم دفترهای زبانشناسی‌را، نظریه‌ها، تعاریف و قضاوتها و پیشگویی‌ها و....، و مطالبی در مورد زبان کردی و گویشهایش. اما آنچه‌ انگیزه‌ای شد بر نگارش این سطور سخنانیست در باب استانداردهای زبانی و استانداردبودن یا نبود آن. این روزها که‌ مطالعات زبانشناختی بر زبانهای ایرانی به‌ خصوص زبان کردی و گویش‌های آن وارد مرحله‌ جدیدی شده‌است، کم نیستند آنان که‌ در این راه به نام و شهرتی رسیده‌اند و سخنان آنان در جامعه‌ مقبول عوام و عامند، و به‌ سخنور بی‌بدیل رسانه‌ها در مباحث زبانشناسی مبدل شده‌اند، میگویند و مینویسند تا دیگران بخوانند و بشنوند، بسی گفتند و بسی نوشتند، بارها  ارابه زبانشناسی را از راه به‌ در کردند و بارها آنرا از انحرافی که‌ خود دال آن بودند، رهانیدند. در مقابل سخنان و بیانات آنان قلم کسی را  یارای ایستادن نبوده‌ و نیست، زیرا در مباحث زبانشناسی بیشتر با نظریه‌ها سروکار دارند و هر کسی میتواند ناظری باشد، هستند کسانی که‌ ناظر و تئوریسین خوبی نیستند ولی در زبانشناسی کاربردی یدوالایی دارند...